به نام خدادل نوشتهسلام دایی عزیزم : میدانم اوضاعت اون بالا بالا ها حسابی روبه راه است پس دیگر میپرسم احوالت چطور است نمیپرسم چرا حالی از خواهر زاده ات نمیگیری نمیپرسم اصلا حواست به من هست یا نه ؟دایی دلم به اندازه تمام این روزها که سپری کردم با تو حرف دارد اونقدر این دل کوچک من که درآستانه دوازده سالگی قرار گرفته باتو درد دل دارد که نمیدانم از کجا آغاز کنم پس به رسم عادت همیشگی همه نامه ها ی دنیا نامه ام را آغاز میکنماگر این اشکها بگذارند و زمین پست رهایم کند، اگر قلب کوچکم راهی برای وصل داشته ب
برچسب:
نویسنده: مهسا رفیعی
تاريخ: شنبه
24 مرداد
1405 ساعت: 17:04